برزخ

حضورم را در بهشت تلخ خواهد کرد

شرم حضور در قرب کریمانه اش

و در جهنم آنقدر او را از لسان موحدین می خوانم

که انگار نه انگار میوه شجره زقوم آشنا کامم هست

شاید برای همین برزخ را آفرید

بنشینیم با هم سنگهایمان را وا بکنیم

من

و

خدا

۰ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰

عشق دو طرفه

قبلنا قم که می رفتم نهایتا دو روز و یک شب می موندم و برمی گشتم

جدیدا هم که رامون به مشهد باز شد همین طوری بود

ترجیح میدادم به جای گشتن دنبال مسافرخونه یا طبق بضاعت حسینیه، تو حرم بشینم صبحش بیام بیرون قدم بزنم تا خواب از سرم بپره و ظهر دوباره برم حرم تا یک روز تموم شه

فکر کنم اما رضا دید پوست کلفتم و از رو نمی رم

دو سه مرتبه کاری یا آموزشی خِرمون رو گرفت و کشید، از این جهت میگم که یاد خاطره اون بنده خدا افتادم که می گفت رفتن مشهد پول می خواد، اول انقلاب بود و هر کی هر کی

۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰

یاد شهدا

پیرمان گفته بود زنده نگه داشتن شهدا کمتر از شهادت نیست

همیشه این مسئله محل بحث ما بود

وقتی صحنه نبرد به شیران روز عباد شب احتیاج داره آیا ما باید خود را شبیه آنها رنگ آمیزی کنیم یا

قلم سرخی رو احیا کنیم سرخی ای که نه از حماسه دارد بلکه از زدن به خون شهید به خود گرفته

انتخاب خیلی سختی بود

۰ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰
بفرمایید تو

بفرمایید تو

متاسفانه مطلب از ذهنم رفت و به شرح ماوقع اکتفا میکنم

هنوز زنگ رو کامل فشار نداده بودیم که با آیفون در رو باز کرد

گفت باز شد

گفتم آره

مونده بودیم چیکار کنین

۲ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰

پاسخ به لبیک

داشتم گروه ها و اخبار رو چک می کردم
به جز رهبری که برای حله و قطار مشهد گفته بودند از کنار هر دو به سادگی عبور نشه
نگاه رسانه ها این نبود

۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
محور عشق

محور عشق

سلام ، راست گفتند که کربلا سرچشمه جاذبه ایست که عالم را به محور عشق نظام داده،

قلبِ مغناطیسی بود که رشحات اون رو توی راهیان تجربه می کردیم،

#دلم تنگ شهیدان است  امشب

برای جایی مثل بام مشهد

۲ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰
تعفف

تعفف

گاهی ازدستفروشان چیزی بخرید،حتی اگرنیاز ندارید
اینا همان کسانی هستن که نمی توانن گدایی کنند

273 بقره
🌹امّا آنهارا ازچهره‌هایشان می‌شناسی و هرگز با اصرار چیزی ازمردم نمی‌خواهند

(یحسبهم الجاهل اغنیا من التعفف)

۲ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰
به یاد او

به یاد او

انگار که به حریم او وارد می شدی

مثل این بود که خود امام ما را در مرز بدرقه می کند

تمام مسیر به نام او و با سلامی از او همراه بود

حال بر خود لازم می دانم تا جواب آن سلام ها را به پابوسش ببرم

به زودی ان شاءالله

++رساندم

۰ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰

قدم ها

یک پا نداشت

با دوچرخه آمده بود و عوض آن پایی که نداشت قلبش ایمان مضاعفی پیدا کرده بود

دومی را که دیدم باز پا ندارم و با عصا آمده از خودم شرمم گرفت

منی که حتی پایم تاول هم نزد

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰

خانه شهید

تا الان تنها خانه شهید نرفتم

همیشه آن کز کرده در کنجی که در جمع ساکت ترین بود من بودم

نه به دلیل کم حرفی بلکه

دوست داشتم در چنین جمعی بیشتر شنونده باشم

دل گفت و گو با پدر و مادر شهید را نداشتم

شاید برای همین دو سال است که می خواهم به خانه شهیدی بروم اما قدم هایم یاری نمی کند

اما امشب همه چیز دست به دست هم داد تا سنت شکنی کنم

۲ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰

کلونگ!

به قول یکی از بچه ها هر چی با خودوم کلونگ رفتم که این فقره رو بی خیال بشم نشد

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰

آفتاب

ناصرخسرو میگه به طوس که می روید باید توی یک دستتون بادبزن باشه و دست دیگرکاپشن، از بس هواش بالا و پایین داره 

این جمله شده بود تیکه ای که مشهدیا رو دست بندازیم

اما امروز که بهش فکر کردم نتکته خیلی جالبی دست گیرم شد

۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰

دوره اول

داشتم همراه رفیقم از کنار یه مدرسه رد میشدم که تعدادی بچه جلوی اون ایستاده بودن

به تابلو نگاه کردم دیدم نوشته دبیرستان

با تعجب پرسیدم این کوچول موچولو ها دبیرستانی ان؟!

با قیافه ای حق به جانب گفت : خب دوره اولن دیگه

ومن احساس کردم به نسل ما ظلم شد، اون موقعی که که یه مشت غول تشن دو متری با کلی سیبیل تا بناگوش در رفته رو نشونمون میدادن  و می گفتن اینا بزرگترای مدرسه هستن ازشون الگو بگیرین!

۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
لا حیاءَ فی الدین

لا حیاءَ فی الدین

از کنارش رد شدم

بدنش از سرما می لرزید

به نظر  می آمد به خاطر شب گذشته که روی زمین خوابیده بود بدنش سرما کشیده

شاید دو سه روزی بود که در این شهر صبح می کرد و یا حتی کمتر

این را می شد از ظاهرش فهمید

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
محبوبم

محبوبم

  محبوبم!

اگر برای آن سوی تو می آیم

  که مرا از شعله های دوزخت نجات بخشی

   بگذار که در آنجا بسوزم

۳ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰
ترجو رحمت ربک؟

ترجو رحمت ربک؟

ترجوا رحمت ربک؟

رحمت پروردگار از زیر بیرق حسین گسترده می شود

+

خبر دارم که سر از دیر نصرانی درآوردی

و عیسی را به آیین مسلمانی درآوردی

فرستادن سرهای شهدای کربلا به سمت شام

http://www.balagh.ir/content/4970

۳ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰
برای تو

برای تو

برای تو می نویسم

تویی که از جان دوست تر دارمت

عاطفتی از جانبت از قدر تو نخواهد کاست

اما

گرمابخش قلب سرمازده و محصور در تاریکی های اندیشه ام خواهد بود

منتظر صدای  قدمهایت خواهم ایستاد

و از اثر گامهایت نیلوفر خوام چید تا رنگ خزانِ چهره ام، هست*ببازد به بهار تو

*-هستی

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
نشانی...

نشانی...

 برای تو می نویسم...

برای تو می نویسم که تمام ثانیه هایم به عشق تو می تپید

برای تویی که می دانم در این روزگار غریب،

                                  " تنها به تو دلخوشم..."

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
جامانده

جامانده

این شبها روضه میخوانند یکی از قافله جاماند

کسی با حسین جامانده نیست

در حقیقت این ماییم که جاماندیم

خدایا ما مانده ایم بی او

کاش جامانده بودیم در کنار او

۰ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰
بعد از تو

بعد از تو

مانده بودم دنیا بعد از حسین چگونه دوام یافت

مگر قیامت کبری رخ نداده بود آنگاه که ماه و خورشید گرد هم آمدند1

با خود می گفتم اصلا اف بر دنیایی که بعد تو بماند

اف بر آسمانی که بعد از تو متلاشی نشود

از غضب سنگی به آسمان انداختم

نگاه که کردم از جایگاهش بر زمین خون می جوشید

۲ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰

پشتیبانی